یک سالانه

چند روز دیگر یکسال می شود که من رو در رو با تو حتی یک سلام هم نگفته ام …

آخرین بار مهمانی دوستانه سال قبل بود اگر اشتباه نکنم …

بعضی از آدم ها مال تو اند. حتی اگر بذارند بروند، آخرش بر می گردند….

بعضی از آدم ها مال تو نیستند. حتی اگر هر روز و هر لحظه کنارت باشند، آخرش می گذارند می روند….

تغییر

وبلاگ را کمی سروسامان دادم… و تصمیم دارم هر روز بنویسم حتی اگر کوتاه باشد نوشته هایم…

عده ای می گویند تو دیگر آن آدم سابق نیستی !

تغییر کرده ای !

راستش را بخواهی چندماهی می شود که دکمه ادیت خودم را پیدا کردم  و سخت در حالا ادیت کردن هستم ! برای رسیدن به چیزهایی که دوستشان دارم تغییر لازم است …

بد نبود اگر گاهی هم آدم در زندگی می فهمید که دارد هزینه چه را می پردازد.

یه خودکار قرمز گرفتم دستم، دارم از خودم غلط می گیرم.

داشتم به تو فکر می‌کردم و به نبودن‌ات
که آنقدر پیرم کرده که بعد از تو
دیگر دست به عصا عاشقی می‌کنم

لحظه لحظه، رو به حل مشکلات

رسما هر Error و Bug حل نشدنی که مردم دنیا در اینترنت از آن شکایت می‌کنند و حل نشده است، این چند روز به سراغ ما آمده است. آن‌هم برای سیستمی که پس از چند ماه جنگ تمام عیار با مقاومت سازمانی، تازه جا افتاده است و حالا کاربران می‌گویند که ما قبول داریم که با سیستم کار کنیم، فقط کاری کنید که سیستم دچار قطعی نشود و کار ما زمین نماند. جالب این‌جاست که از قطعی کابل شبکه در یک مکان دور از دسترس گرفته تا Bug یک در میلیون سیستم عامل تا خطاهای برنامه‌نویسی همه و همه خواب راحت را از ما گرفته‌اند. در این راستا تاکنون مشکلات زیادی را حل کرده‌ایم و به نظر می‌رسد با Tune پایگاه داده و نصب آن بر روی سیستم عامل Linux و یک Server جدید، اجزای مختلف سیستم به خوبی ایزوله شده‌اند و در فرآیندی بهتر و راحت‌تر می‌توان پی به مشکلات برد. دیروز صبح سیستم رفتار جدیدی از خود بروز می‌داد و تقریبا پس از دو دقیقه به هر کاربری که وارد سیستم می‌شد لگد می‌زد. نصف روزی طول کشید که با مطالعه و سعی و خطا و تنظیماتی که خیلی هم ربطی به سیستم نداشت، دست از لج‌بازی برداشت. وضعیت بهتر شده اما هنوز هم وقتی خیلی اذیتش می‌کنیم، چنگول به صورت کاربر می‌کشد. سیستم بزرگ است و معمولا وقتی که تصمیم می‌گیریم که Config را بهتر کنیم، مشکلات (البته به صورت مقطعی) به سراغمان می‌آید. سرعت سیستم افزایش بسیار قابل توجهی داشته ولی با این حال گاه رفتار عجیبی! از خود بروز می‌دهد.

شرایط این روزها، سالهای دهه شصت و بمباران‌ها و موشک‌باران ها را به یادم می‌آورد که هم استرس بود و هم دوستی، هم دعوا بود و هم مهربانی. به راستی در یک شرایط فوق‌العاده جنگی به سر می‌بریم.

حالا با سخت‌افزاری‌ها و مدیران شبکه هم رابطه بهتری پیدا کرده‌ایم و آن توپ به زمین هم انداختن‌ها، بیشتر به همکاری‌هایی تبدیل شده است که این وضعیت اضطراری را به یک وضعیت عادی تبدیل کند. مدیر ارشد پروژه کارفرما رسما تهدید کرده که کاری به سخت‌افزاری و نرم‌افزاری و پیمانکار و کارفرما ندارد و همه را از پنجره آویزان خواهد کرد. این یک برخورد حرفه‌ای می‌باشد که همه حساب کار دستشان بیاید و از فرافکنی پرهیز کنند. حساب اعتبار همه ما می‌باشد و رفع نگرانی از کارفرمایی که در صدد اجرای بزرگترین پروژه نرم‌افزاری خود است. این‌گونه زندگی کردن را دوست دارم. روزهایی که ثانیه‌ها ارزشی همسنگ اعتبار دارند و تلاش واژه واژه سطرهای زندگی‌است. تلاشی برای زندگی بهتر سازمان‌ها.

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم

موجیم که آسودگی ما عدم ماست

دل نوشت

امشب با خیلی شبهای دیگه فرق داشت

می رسی خانه می بینی هیچ کس خونه نیست … آمدی شیراز جایی که دوستش داری… یواش یواش داری به همه هدف های زندگیت نزدیک و نزدیک تر می شی … حالا احساس بزرگی می کنی که رو پاهای خودت وایستادی … خوشحالی که همه دوست دارن و بهت افتخار می کنن … خوشحالی که دوستای داری که هنوزم دست در دست تو هستن و بهت کمک می کنن تا  بالاتر بری … خوشحالی که دوستای داری که همه جوره تو رو گرفتن تو دستاشون که خدایی نکرده از پشت نیافتی   و احساس شکست کنی … خوشحالی که بهترین خانواده دنیا رو داری … خوشحالی که خوش قلب ترین پدر و مادر دنیا رو داری … خوشحالی که هر روز صبح زنگ تلفن مادر بیدارت می کنه و به یه لحن دلنشینی از خواب بیدارت می کنه تا از کارهات عقب نمونی … خوشحالی که بهترین پدر دنیا رو داری و هروقت اشتباهی می کنی بهت می فهمونه راهت اشتباه بود …

اما …

خسته شدی از همه در به دری ها و تنهایی ها که می کشی … خسته شدی از بعضی دوستای که هر روز بهت دروغ می گن ولی تو به روشون نمیاری … خسته شدی که بعضی وقتا می شی ابزار دست بعضی آدما تا از تو و اطرافیانت استفاده کنن تا به مقاصد خودشون برسن … تف به اینجور دوستا … دوماهی هست شایدم بیشتر دور خیلی ها رو خط قرمز کشیدی … برای خودم متاسفم چرا با بعضی ها رفاقت داشتم… بعضی ها که حتی هم تیپ منم نبودن … مدتی بود دوستای قدیمی رو فراموش کرده بودم ولی حالا تقریبا همه اشون رو پیدا کردم  وای خدای من چه دروانی داشتیم … یادم نمی ره زمانه مدرسه رفتن رو هر روز صبح حامد می آمد منو از رختخواب می کشید بیرون مدرسه امون دیر شده بود حامد حرص می زد کتابهای منو جمع می کرد می ذاشت تو کوله پشتی … هفته ای که هفت روز بود من و مرتضی ۴ روزش مدرسه نبودیم ولی درسمون خوب بود … کلا آدمای خودآموزی بودیم تو درس سال که شروع می شد یه گام به گام می خریدیم همون استادمون بود تا آخر سال معدل ها خوب می شد رتبه المپیاد ها همیشه تو دستمون بود … دست زمونه چه بد جدامون کرد یه مدت . من و رامین ، مرتضی و احسان شاد ترین بچه های هم سن و سال خودمون بودیم … یادم نمیره اون روزی که معلم تاریخ آمدن سر کلاس به رامین گفت بخون از رو کتاب ، رامین با صدای بلند گفت بسم الله الرحمن الرحیم و معلم برگشت با صدای بلند گفت کره خر آروم بخون می گه می خوان شهید بیارن … مثل کوه پشب هم بودیم و بی ادبی معلمون به رامین رو تحمل نکردیم ۴ نفری ریختیم رو سر معلم تاریخ و کشتیمش !… تا پای جون با هم بودیم احسان مریض شده بود من و رامین مرتضی تا صبح تو بیمارستان بالای سرش بودیم … ولی خدا چه روزایی داشتیم …حالا خیلی وقته همدیگه رو پیدا کردیم و شدیم چهار تا آقا مهندس گل … رامین شده مهندس عمران … حامد مهندس نفت … احسان مهندس میکانیک … منم مهندس نرم افزار شدم … چه روزای خوبی رو با هم داریم این روزا …اولین باری که چندمدت قبل همدیگه رو تونستیم پیدا کنیم و ببینیم قسم خوردیم مثل همیشه پشت همدیگه باشم … یادش بخیر خانواده هامون چه صمیمیتی بخاطر دوستی ها ما پیدا کرده بودن …  نوشتن زیاده ولی من خستمه …

پی نوشت :

چند وقته به این نتیجه رسیدم که من عشقم و به همه دادم الا به خودم. خودم و دوست نداشتم، هیچ وقت خودم تو الویت نبودم، همیشه یکی بوده که من خودمو به اون ترجیح بدم.  دارم به خودم بیشتر توجه می کنم و تمرین نه گفتن.

سیستم عامل موبایل بر پایه لینوکس ویژه ایرانی ها

هر چند که فارسی تل رو قبلا معرفی کردم ولی بازم به خواسته دوستان بیشتر در مورد فارسی تل توضیح می دهم

ازماه قبل  پروژهٔ فارسی تل با معرفی اولین نسخهٔ خود از یک آندروید کاملاً فارسی رونمایی کرد. این نسخه از آندروید نیازی به روت کردن، نصب صفحه کلید غیراستاندارد، یا دستکاری در فایل های سیستم ندارد، بلکه از ابتدا و در هستهٔ آن پشتیبانی بی نقصی از فارسی وجود دارد. با این حال پشتیبانی از فارسی تنها گام اول بوده است: در تنظیمات سیستم در فارسی تل می توانید تقویم هجری شمسی را انتخاب کنید، و در آن صورت نه تنها برنامهٔ تقویم، بلکه تمام تاریخ های سیستم و برنامه ها به تقویم ایرانی تبدیل خواهند شد. تمامی محیط کاربری (شامل منوها و باقی پیغام های سیستم و برنامه ها) به فارسی ترجمه شده است. صفحه کلید فارسی تل نیز با صفحه کلید استاندارد فارسی بیشترین همخوانی را دارد و حتی برای تایپ سریع تر، هنگام ورود متن به طور خودکار کلمات فارسی را پیشنهاد می کند.

آخرین نسخهٔ فارسی تل که به زودی بر روی یک گوشی وارد بازار خواهد شد بر اساس آخرین نسخهٔ آندروید، یعنی فرویو، کار می کند تا کاربران آن بتوانند از آخرین امکانات بهره مند شوند.

این سیستم عامل بر پایهٔ آندروید گوگل است ولی بسیاری تغییرات بنیادی در هسته و لایه های پایین آن برای پشتیبانی کامل از زبان فارسی و تقویم ایرانی انجام شده که همگی کار اعضای پروژهٔ فارسی تل است.

ویدو معرفی فارسی تل

فرق اساسی که بین فارسی تل و دیگر رام ها و فارسی سازهای دیگر وجود دارد را می توان اینگونه نام برد:
- برای ترجمه تک تک کلمات و جملات در فارسی تل وقت زیادی از چندین مترجم حرفه ای و فنی (یعنی مترجمی که صرفا کار ترجمه متون مربوط به آی تی را انجام می دهد) صرف شده است و برای تک تک این کلمات بحث های زیادی انجام شده است تا مشکلاتی که تاکنون در همه ترجمه ها در سیستم عامل های فارسی وجود داشته، تا حد زیادی کاهش یابد، کاری که تاکنون انجام نشده بود.
- تمام تغییرات به نحو انحسنت انجام شده، برای مثال، شاید شما در یک فارسی ساز بتوانید تقویم گوشی را به صورت شمسی ببینید، ولی در فارسی تل، هر برنامه ای که از تقویم استفاده کند، تقویمش اتوماتیک به تقویم شمسی تغییر می کند (البته اگر در منو، تقویم ایرانی را انتخاب کنید)، چیزی که در هیچ فارسی ساز یا سیستم عامل موبایل دیگری تا کنون رخ نداده است. یا مثلا تمام اعداد داخل گوشیتون، با انتخاب زبان فارسی، فارسی خواهد شد، در صورتی که شما همیشه مجبور بودید از اعداد عربی و انگلیسی رنج ببرید، در صورتی که خط فارسی، اعداد خاص فارسی مربوط به خود را دارد، ولی فارسی تل همه این کارها را در هسته انجام داده است.
-  شما هرآنچه در آندروید داشته اید را در فارسی تل هم خواهید داشت، علاوه بر چندین و چند امکان فوق العاده دیگر

در ضمن، دوستان بیایید برای یکبار هم که شده به کیفیت اهمیت بدیم، چون ما در ایران زندگی می کنیم و همیشه از جهات مختلف مورد تحریم قرار می گیریم دلیل نمی شود که به یه فونت نصفه و نیمه که به گوشی اضافه کردیم تا فقط بتواند اس ام اس های فارسی مون را بخونه بسنده کنیم، خط و زبان فارسی یکی از غنی ترین هاست. این حق ماست که همه اعدادی که می بینیم به زبان خودمان باشد، تقویمی که استفاده می کنیم ایرانی باشد، گوشی مان بتواند یک متنی که درونش هم فارسی و هم انگلیسی وجود داشته باشد را صحیح نمایش دهد و خیلی چیزها دیگر.

گاهی وقتا یه تلنگر لازمه ! مگه نه ؟؟؟!!!

آره  راسته که می گن گاهی وقتا یه تلنگر لازمه … می دونم این روزا حس و حال درست و حسابی نداری … حتما می پرسی من از کجا می دونم؟!! آره خوب وقتی یه چیزی بیاد تو افکارم و دلم از اون بگه همون می شه ! ذهن من ، افکار من می گن تو حالا خیلی پریشونی … اما حالا وقت اون تلنگر نیست … می دونم چی حس و حالی داری … می دونم بازم می گی فکر می کنی فقط خودت می دونی… شاید تو فکر کنی برنده تو بودی و بازنده من شدم ولی نه ، من ،  برعکس فکر می کنم، من برنده بودمو تو بازنده … می گی چرا؟ چراهاش و خیلی ها دونستن و دیدن ولی من خواستم کسی چیزی نگه … دعا می کردم کسی چیزی بهت نگه … خدا خدا می کردم همون که می خوای بشه می خواستم به خواست هات برسی تا جبران اون بدی من بشه … می پرسی کدوم بدی؟ دلت می خواد بدونی؟ باشه می گم عزیز من … اهل دغل نبودم و حقه تو کارم نبوده هیچ وقت، دلم صاف و ساده بود … دوستای به ظاهر خوبی داشتیم ازم می خواستن واسه نگه داشتن تو هرکاری کنم … بلد نبودم به خدا … ولی اونا من رو وادار به اینکار کردن … بعدها که دستشون رو شد تازه فهمید بودم جدایی من تو بوده روز خوشی اونا … اونا تو رو می خواستن … کارهای که من می کردم باعث بد شدن من پیش تو شد … خیلی چیزا تو این دله که اینجا جای گفتنش نیست … بودن کسایی از پوست و خون تو که دیدن شنیدن ولی هیچی نگفتن اگه هم گفتن لابد یه چیز دیگه گفتن می دونی چرا؟ چون بازم پای عشق بوده وسط  … تازه فهمیدم چقدر آدما دروغگو هستن … یه روزی هم حالم از خودم به هم می خورد بابت دروغ هایی که گفته شد به تو … ولی می دونی عزیز من ؟ من نبودم اهل دروغ و کینه … بزرگترین دلیلشم موندن دوستای خوب منه … می گن تو درس اخلاق و معرفت و محبت و یک دلی نمره بیست این شهر واسه منه … اما نه اینکه راست … من هرچقدرم خوب بودم … پیش تو ، تو درس اخلاق ، معرفت ، محبت و یک دلی نمره صفر شد واسه من …واست دعا می کردم ولی تو هیچ وقت  اینو نفهمیدی … اکه از زبون حرفی می زدم ولی دلم حرفش بود یه چیز دیگه … شاید نفرینت نبود پشت سرم ولی همه می گفتن حرف می زنی پشت سرم ، می گی اگه یه روزی دستم رسید بهش می کشمش … خیلی چیزا واسه نگفتن دارم … شاید اگه می گفتم واست جا می افتاد من اونقدرها هم بد نبودم …بگذریم نمی خوام حرفام تکراری بشه … ولی خوب امیداورم هر چه زودتر اون تلنگری که گفتم بهت زده بشه … من می تونم تلنگر بهت بزنم ولی تلنگر من واسه تو خیلی گرون تمام می شه …  اما بازم می گم گاهی وقتا یه تلنگر لازمه …

یه خبر لینوکسی جدید…

مارک شاتل ورث بنیان گذار توزیع اوبونتو و شرکت کنونیکال در این پست وبلاگ خودش خبر از قابلیت Multi Touch اوبونتو ۱۰٫۱۰ داده که با استفاده از این قابلیت اسکرین های نمایش دارای این ویژگی از این پس قادر خواهند بود که از قابلیت مالتی تاچ اوبونتو پشتیبانی کنند و همانند ویندوز ۷ (ویندوزی ها نگن این قابلیت از فلان موقع روی ویندوز وجود داشت! همینه که هست ) بدون استفاده از موس٫ کاربر بتواند با انگشتان خود کارهای روزمره خود را در اوبونتو انجام دهند….